عشق يعني ...
من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
+
نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 16:14 توسط منوچهر
|

هفت عددی مقدس و اسرار آمیز
|
هفت عددی مقدس و اسرار آمیز |
|
امروز و بنا به تقویم خویشاوندان آنسوی آب، فردا، روزی بسیار بسیار جالب است. این روز که هفتم جولای دوهزار و هفت نام دارد، هنگامی که به این شکل ۷/۷/۰۷ نوشته میشود، ماهیت جادویی خود را نشان میدهد.
در این روز که از نظر شمار فراوانی از افراد، خوش یمن ترین روز ممکن شناخته میشود، از شدت برگزاری مراسم عروس، رکورد شکن شده و مسئولین برگزاری مراسم ازدواج نمیدانند چگونه از عهده این تعداد فراوان جشن در یک شب، بر خواهند آمد.
از طرفی این روز، روزی عالی برای دارندگان کازینو در لاس وگاس و سایر نقاط “قمارخیز” جهان است. چرا که در قمار، قرار گرفتن سه عدد ۷ در کنار هم به معنای برنده شدن است و آزمودن بخت در روز ۷ ماه ۷ سال ۷، دیگر چه خواهد بود! اما به راستی چرا عدد ۷ از این همه قدر و منزلت برخوردار است؟
جادوی هفت هفت، از ترکیب دو عدد سه و چهار ایجاد شده است که بنابر حکمت فیثاغورثی و زمانی بسیار دورتر از آن، اعدادی خوش یمن شناخته میشدند. به عقیده بابلیان، مصریان و تمدنهای باستانی دیگر، به وجود ۷ سیاره مقدس اعتقاد داشتند. در زبان عبری لغت قسم خوردن، به طور تحت اللفظی به معنای قرار گرفتن تحت نیروی ۷ چیز است که برگرفته از هفت میشی است که در پیمان میان ابراهیم نبی و ابی ملک در بیرشیبا به آن اشاره شده است.
هرودوت نیز به یک قسم عربی اشاره کرده که در آن هفت سنگ به خون آغشته میشوند. آفرینش جهان در هفت روز انجام شده، هفته هفت روز دارد، هفت حسن خداداد، هفت گناه کبیره، هفت مرحله در زندگی انسان، هفت طبقه بهشت و جهنم و مثالهای بیشمار دیگری در میان ادیان، ملل و اعصار مختلف از جمله مصادیق حضور جادویی عدد ۷ در زندگی و مرگ انسانها هستند.
تعدادی از مشهورترین ۷ های جهان از این قرارند: هفت طبقه بهشت: بر اساس آیات قرآن و مفسران احادیث، بالاترین درجه سعادت معنوی، ورود به طبقه هفتم بهشت است. مسلمانان به وجود هفت طبقه یا مرحله آمرزش و بهشتی شدن اعتقاد دارند. این طبقات هفتگانه همانهایی هستند که حضرت محمد(ص) در شب معراج خود سوار بر “براق” آنها را طی نموده است.
هفت گناه کبیره: هفت گناه کبیره، گناهانی هستند که در زمان تاریخ بسیار قدیم رهبانیت مسیحی مشخص شده و در قرن ششم میلادی توسط پاپ گرگوری اول یا گرگوری کبیر در یک دسته قرار گرفته اند. این گناهان عبارتند از : تکبر، طمعکاری، شهوت –در معنای تمایل بیش از حد یا نامشروع جنسی، حسادت، شکم پرستی که معمولا مستی نیز در آن منظور میشود و تنبلی. هفت گناه کبیره از موضوعات مورد علاقه در وعظ و خطابه ها، نمایشنامه های اخلاقی و هنر اروپای قرون وسطا بوده است.
هفت کلمه آخر: هفت کلمه آخر، به آخرین جمله حضرت عیسی بر صلیب اشاره دارد. این کلمات از این قرارند: ” خدای من، چرا مرا به خود واگذاشتی؟”
هفت علم انسانی (علوم سبعه): طبقه بندی آزاد موضوعاتی که از قرن پنجم میلادی به بعد، دربرگیرنده برنامه آموزشی غرب در قرون وسطا بود. به نظر میرسد که نام “علوم انسانی” برگرفته از رساله “سیاست” ارسطو باشد که در آن از “شاخه هایی از دانش که شایسته انسان آزاد است”، یعنی دانش اولیه ای که برای یک شهروند با تحصیلات مناسب لازم است، سخن گفته است. این علوم عبارتند از علوم سه گانه : دستور زبان (ادبیات)، علم بیان و دیالکتیک (مباحثه و مکالمه) و علوم چهارگانه که پیشرفته تر بوده و از این قرارند: حساب، هندسه، موسیقی و نجوم.
عجایب هفتگانه طبیعی: کوه اورست در مرز نپال و چین، آبشار ویکتوریا در آفریقا، گرند کنیون Grand Canyonآمریکا، ساحل مرجان بزرگ استرالیا، سپیده دم شمالی قطب شمال، آتشفشان پاریکوتین Paricutinدر مکزیک و بندر ریو دوژانیرو برزیل
هفت مرد فرزانه: نامی که در سنت یونانی به هفت تن از سیاستمداران، قانونگذاران و فیلسوفان قرن ۷ و ۶ قبل از میلاد داده شد. این فرزانگان عبارتند از: سولون قانون گذار یونانی، تالس فیلسوف اهل میلتوس، پیتاکوس فرمانده نظامی اهل میتیلن، کلئوبولوس فیلسوف اهل رودس، شیلون اسپارتی از ناظران شاه، بیاس فرزانه ترین هفت فرزانه، اهل پری ین و پریاندر حاکم مستبد کورنتی.
هفت دریا: شامل دریاهای قطب شمال و قطب جنوب، اقیانوس آرام شمالی و جنوبی، اقیانوس اطلس شمالی و جنوبی و اقیانوس هند.
هفت حس: بر اساس تعلیمات باستانی، روح انسان یا “بدن مقدس درون” او مرکب از هفت خاصیت است که هر یک تحت تاثیر یکی از سیارات هفتگانه اند. آتش موجب زندگی، خاک به وجود آورنده توانایی احساس کردن، آب موجب قدرت بیان، هوا حس چشایی، مه موجد حس بینایی، گلها به وجود آورنده حس شنوایی و باد جنوب به وجود آورنده حس بویایی هستند.
هفتمین پسر از هفتمین پسر: همانطور که گفتیم، هفت جادویی ترین اعداد است و در معرفت قومی، هفتمین فرزند پسر از هفتمین پسر یک خانواده با نیروهای قدرتمند جادویی و شفادهندگی متولد میشود. او پیشگو است و میتواند طلسمهای قدرتمندی را اجرا کند و میتواند با نهادندست خود بر بدن افراد رنجور، آنان را شفا دهد.
عجایب هفتگانه قرون وسطی: ۱) آمفی تئاتر روم، ۲) کاتاکومبهای (سرداب) اسکندریه، مصر ۳) دیوار بزرگ چین ۴) استون هنج در ویلتشایر انگلستان ۵) برج کج پیزا ۶) برج چینی (از جنس چینی) نانکینگ، چین ۷) مسجد ایا صوفیه در استانبول
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 21:25 توسط منوچهر
|

23 قدم تا آرامش
قدم تا آرامش واقعي
1- جلوي گريه خود را نگيريد ، تا گهگاهي گريه كنيد.
2- دست كم روزي 15 دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي كه داريد فكر كنيد. سكوت ، عصارهي آرامش است، با زور نميتوان آن را ايجاد كرد، بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد.
3- افراد آرام به خود ميگويند: " براي تغيير گذشته كاري نميتوان كرد " ، آنگاه از فكر ادامه ي زندگي لذت ميبرند.
4- وقتي احساس ميكنيد كه سرتان پر از فكرهاي مختلف است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن، آنها را پاك كنيد.
5- اگر نتوانيد كسي را ببخشيد، افكار خشمگينتان شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن ديگران، باعث آرامش ميشود.
6- آرامش را از كودكان بياموزيد، ببينيد چگونه در همان لحظهاي كه هستند، زندگي ميكنند و لذت ميبرند.
7- از همان كه هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري ميكنيد.
8- هر چه اكسيژن بيشتري به شما برسد، آرامتر خواهيد شد، خوب است در محل كار و زندگي خود گياهي نگه داريد.
9- مهم نيست كه با شما مودبانه برخورد كنند يا نه، برخورد مودبانهي شما، باعث ايجاد آرامي و احساس خوبي در شما خواهد شد.
10- سرعت حركت شما با احساستان رابطهاي مستقيم دارد، آرام راه برويد و حركات بدن خود را آرامتر كنيد، طولي نميكشد كه آرام خواهيد شد. گاهي ميتوانيد براي رسيدن به آرامش، دراز بكشيد، عضلات خود را شل كنيد و به هيچ چيز فكر نكنيد.
11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنيد. آيا تا به حال فرد آرامي را ديديد كه با صداي بلند صحبت كند؟
12- با شوخ طبعي به آرامش خود كمك كنيد.
13- راحتي، يكي از عناصر مهم آرامش است، مثل دماي مناسب، صندلي راحت و لباس و كفش راحت . هر چند وقت يك بار ساعتتان را باز كنيد و خود را از فشار زمان نجات دهيد.در آوردن كفشها به كاهش فشار عصبي كمك ميكند.فشردن يك توپ كوچك، تنشهاي عصبياي را كه در انگشتان و دستهاي شما متمركز شدهاند، خالي ميكند. لباسهاي گشاد و راحت، باعث ايجاد راحتي و احساس آرامش ميشود.
14- لحظههاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آنها عكس و فيلم بگيريد، سپس بيشتر وقتها آنها را به ياد آوريد و دربارهشان فكر كنيد و لذت ببريد.
15- هواي دريا، آب شور و صداي امواج، همگي باعث آرامش ميشوند، مسافرت به سواحل دريا را فراموش نكنيد. (پيشنهاد ما به شما سواحل استان گلستان است) تماشاي ماهيها مثل خيره شدن به دريا، در شما ايجاد آرامش ميكند، زيرا ماهيها آرام شنا ميكنند و آرام تنفس ميكنند.
16- آهسته غذا خوردن و جويدن، باعث تجديد قواي فكري و احساس آرامش خواهد شد.
17- براي تأثير بيشتر و رسيدن به آرامش، در خود متمركز شويد و آرام نفس بكشيد.
18- تمرين كنيد كه آرامتر از حد معمول صحبت كنيد، اين كار خود به خود ، ضربان قلب و تنفستان را كم ميكند و به شما اجازه ميدهد، ذهن و فكرتان را از بسياري مسايل پاك كنيد.
19- اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يكي از با افتخارترين روشهاي رسيدن به آرامش خاطر رسيدهايد، آنگاه ميتوانيد بگوييد: " الا بذكر الله تطمئن القلوب ". اگر از خدا دور افتادهايد، اكنون وقت آشتي است. داشتن يك تكيهگاه معنوي در حد تعادل موجب آرامش ميشود.
20- احساسات و مشكلات خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيشتري احساس كنيد.
21- يكي از مهمترين مهارتها در آرام بودن، فكر نكردن به مسايل كوچك است، دومين مهارت، كوچك شمردن تمام مسايل است.
22- شاد كردن ديگران، موجب آرامش ميشود. نميدانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يك كارتن خواب هديه دهيد.
قدرداني كنيد. ديگران را براي لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهيد، لطف كه وظيفه نيست.
23- اگر ميدانستيد كه : «سيگار كشيدن + ورزش نكردن = استرس، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سيگار نميكشيديد و ورزش كردن را به تعويق نميانداختيد.
منبع : word-news
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 14:43 توسط منوچهر
|

برای عشق ... | عاشقانه

برای عشق تمنا کن،ولی خوار نشو...
برای عشق دلبری کن،ولی غرورت رو نشکن...
برای عشق گریه کن،ولی نذار کسی ببینه...
برای عشق مثل شمع بسوز،ولی نذار پروانه ببینه...
برای عشق پیمان ببند،ولی پیمان نشکن...
برای عشق جون بده،ولی جون کسی رو نگیر...
برای عشق بذاردلت بمیره،ولی نذاردل کسی بگیره...
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 14:50 توسط منوچهر
|

دوستت دارم
به رخسارت که چون مهتاب زیباست
به چشمانت که رنگ آبی دریاست
به لبخندت که چون لبخند گلهاست
به آن نازی که در چشم تو پیداست
به قر آنی که آن را می پرستی
قسم ای نازنین تا زنده هستم
دوستت دارم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 14:33 توسط منوچهر
|

گل بی رخ یار خوش نباشد بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان بی لاله عزار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالت گل بی صوت هزار خوش نباشد
با یار شکر لب گل اندام بی بوس و کنار خوش نباشد
هر نقش که دست عقل بندد جز نقش نگار خوش نباشد
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 23:13 توسط منوچهر
|

نام من عشق است ـ می شناسیدم ؟
نام من عشق است ـ می شناسیدم ؟
زخمی ام سراپا ـ می شناسیدم؟
با شما طی کرده ام راه درازی را ـ خسته ام ـ می شناسیدم ؟
این زمان گرچه ابری پوشانیده است رویم ـ من همان خورشید تابانم ـ می شناسیدم؟
این چنین بیگانه از من روی مگردانید ـ در کف فرهاد تیشه من نهادم ـ من شکستم بیستون را من همان مهربان سال های دورم ـ رفته ام از یادتان ـ با که می شناسیدم ؟
نام من عشق است می شناسیدم ؟
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 23:1 توسط منوچهر
|

چند نمونه از رباعیات ابوسعید
وا فریادا ز عشق، وا فریادا کارم به یکی طرفه نگار افتادا
گر داد من شکسته دادا، دادا ورنه، من و عشق؛ هر چه بادا بادا
******
اندر طلب یار چو مردانه شدم اول ز وجود خویش بیگانه شدم
او علم نمی شنید، لب بر بستم او عقل نمی خرید، دیوانه شدم
********
ما را نبود دلی که کار آید از او جز ناله که هر دمی هزار آید از او
چندان گریم که کوچه ها گل گردد نی روید و ناله های زار آید از او
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 22:57 توسط منوچهر
|

وقتی تو رفتی
بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهایی که بی تو تکرار میشوند ومن در خلوت شبهای بی ستاره ام از به تو اندیشیدن عادتی ساخته ام دراز . به درازای آرزو هایی که برایت داشته ام وهنوز نمی دانم برق نگاه کدامین لیلی نی نی چشمان تورا خیره کردو تیشه کد امین فرهاد ریشه عشقمان را خشکاند.
اما میدانم که:
چون مجنون تا ابد در بیابان چشمانت به انتظار تو خواهم ماند
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 18:31 توسط منوچهر
|

عکس


+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 18:29 توسط منوچهر
|

|